به نام یزدان پاک
سلام
دیروز جمله ای از محترمه مسافری شنیدن کردم که دلم بدرد آمد ، اما به گوشه ی جگر خریدمش ، چرا که بقول معروف حق با مشتریه 
ما چند روزیه بواسطه ی اشتغال آقا مسعود یکی از چهره های هفتگی ، بدون مهماندار(شاگرد)هستیم ، دیروز بهمین دلیل خودم داشتم اثاث گرامی مسافران را توی جعبه ی اتوبوس میگذاشتم که ، یکی از مسافرانی که از قضا هفته ی پیش با خودمون راهیه تبریز برای سیاحت بودند فرمودند یه جوری(جائی) بگذارین چیزی از توی چمدونم کم نشه !!! با تعجب و کمی دلخوری پرسیدم ؟ خانم مگر دفعه ی پیش که مسافرمون بودین چیزی از وسایلتون کم شده که حالا اینطوری میفرمائید ؟ که جواب دادند خیر !! اما گفتم تا یک وقت چیزی کم نشه !! که من دیگه ادامه ندادم .
جالبتر اینکه چون دیدم مسافری هستند که برای بار دوم همسفر هستیم ، هم به خودشون و هم به همراهانشان وبلاگم را معرفی کردم و خواستم تا ضمن خوندن نظرشونو بابت سفر بگذارن ، که بدجوری زدن توی برجکم 
چرا دید مردم نسبت به راننده ها اینطوریه ( گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری )
بهر حال حق با مشتریه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا بعد...
تنهاترین امام زمین ، مقتدای شهر
تنها ، چه میکنی ؟ تو کجائی ؟ کجای شهر ؟
وقتی کسی برای تو تب هم نمیکند
دیگر نسوز اینهمه آقا به پای شهر
تو گریه میکنی و صدایت نمی رسد
گم میشود صدای تو در خنده های شهر
تهمت ، ریا و غیبت و رزق حرام و قتل
ای وای من چه می کشی از ماجرای شهر
دل خوش نکن به " ندبه " ی جمعه ، خودت بیا
با اینهمه گناه نگیرد دعای شهر !
اینجا کسی برای تو کاری نمی کند
فهمیده ام که خسته ای از ادعای شهر
گاه از نبودنت مثلا گریه میکنند
شرمنده ام ! از اینهمه کذب و ادای شهر
هر روز دیده میشوی اما کسی تو را
نشناخت ای غریبه ترین آشنای شهر ...
اللهم عجل لولیک الفرج
به نام یزدان پاک
سلام
یکی از تخلفات رانندگی صحبت با تلفن همراهه ، پس راننده نمیتونه با تلفن همراهش صحبت کنه ، اما متاسفانه گاهی شرکتهای مسافربری تلفن راننده را در اختیار مسافران قرار میدهتد و یا مسافران با اصرار تقاضای داشتن شماره تلفن راننده را دارند .
حالا داشتن شماره صرفا موردی نداره ، مشکل از اونجائی شروع میشه که یا راننده در حال استراحته و گوشی مدام در حال زنگ خوردن ، ویا اینکه در حال رانندگیه و با زنگ گوشی میبایست جواب بده !! خوب البته میشه جواب نداد ولی همین استرس ناشی از عدم پاسخ هم گریبانگیرش میشه و تا زمانی که با اولین توقف و تماس با اون شماره خیالش راحت نمیشه ، کی بود ؟ چیکار داشت ؟ نکنه فلانی طوریش شده ؟ و هزار سئوال بی جواب دیگه که هر یک عاملی جدی برای استرس هستند .
بنظر من تلفن همراه برای راننده ، مخصوصا رانندگان اتوبوس فقط و فقط یک وسیله ی شخصیه و برای موقع ضروری و یا صحبت با خانواده در زمانها و مکانهای ممکن ، هستش .
گاها هم پیش میاد همین تماسهای بی موقع و بی مورد باعث ناراحتیه خانواده ی صاحب تلفن هم میشه که این یکی خودش سر فصلی و مشکلاتی مخصوص به خودش داره .
پس تلفن همراه فقط یک وسیله ی شخصی و در صورت نیاز به ارتباط با سرویس فقط از طریق شرکت مربوطه اقدام کنیم .
تا بعد ...
به نام یزدان پاک
سلام
کمتر جائی را سراغ دارم که در هر فصلی از سال ، نقاط دیگرش شاهد فصلی دیگر باشند .
خدا را شکر که با بارشهای تابستانی (با اینکه سازمان هواشناسی این بارشها را با میانگین سالهای قبل همسان میداند) ، آب و هوای برخی از استانهای کشورمان روزهای پائیزی را تجربه مبکند .
دیروز از حدودهای ساعت 18.30 باران مهمان استان آذربایجانشرقی شد و خداوند متعال خوان نعمت گسترد .
واقعا جای اونهائی که نبودند هزار بار خالی و صد حیف که امسال مثل سالهای قبلی ماشین ندارم و خانواده ی من هم امسال از دیدن این مناظر محروم شدند .
بارش باران ملایم با هوائی مطبوع و دل ا نگیز ، گردنه ی شیبلی را دیدنی تر از هر روز دیگه ای کرده بود مه رقیقی که روی زمین پهن شده بود ابهتی خاص به ارتفاعات اطراف جاده میداد ، واقعا با دیدن این صحنه ها شکر خدا کمترین کاری بود که میشد انجام داد .
دیدن کوههای تشنه و منتظر باران و غربتشان ، چشیدن طعم آب و درک لذت سیراب شدنشان ، استجابت دعای کشاورزان دیمی کار و خوشحالیشان و خیلی افکار رنگارنگ دیگه ، افکاری بودند که با ورق زدنشون احساس شعفی بهم دست میداد که قلمم از نوشتنش قاصره ، بازم فقط میتونم بگم خدایا هزار هزار بار شکرت .
خوبه اگر قصد سفر دارید ، ضمن اطلاع از اوضاع جوی ، همچنین داشتن تجهیزات لازم مثل چتر و بارانی و ... سری به استان آذربایجانشرقی بزنید و حضشو ببرید 
بعد از پلیس راه بستان آباد ( دقیقا نمیدونم چند کیلومتر) دریاجه ای هست که فکر میکنم با تجمع آبهای باران و برف بصورت فصلی تشکیل میشه (چون تقریبا چند وقتی بود تقریبا خشک شده بود) ، نمیدونید چه منظره سحر انگیزی داره ، حالا بعد از خشکی دوباره با این بارانهای اخیر مقداری آب کف دریاچه نمایان شده و نوید زندگی میده ، این دریاچه و باغها و ویلا ها و ارتفاعات اطرافش آرامشی به من میده که تابحال با دیدن هیچ منطقه ای نداشتم .
شهریور داره به نیمه میرسه ، دلی خوش ، فرصتی برای سفر با عزیزان ، و سفری توام با شادی و نشاط و سود سفرهم سلامتی را برایتان آرزو دارم .
تا بعد ...
به نام یزدان پاک
سلام
از امروز ، قصد دارم بین مسافرانی که با هم همسفر میشویم این وبلاگ را معرفی و خواهش کنم که سری به حقیر و دست نوشته هام بزنن و اعلام نظر کنن ، صد البته که بجز نظراتی که جبهه گیریه سیاسی و یا نظراتی که حاویه الفاظ ناپسندی باشند ، مابقی عینا چاپ میشوند .
این پست ، بصورت پستی ثابت خواهد بود و تعداد نظراتش نشانگر توانائیه بنده ی کمترین در این مهم میباشد .
از دوستان و همسفران هم ، خواهشی دارم ، و آن ، اینست که :
در خصوص سفری که با هم بودیم ، کمی و کاستی ها پیشنهادات ، انتقادات ، ارائه ی راهکار ، خاطره ای که مربوط به سفر مذکور یا کلا در مورد مسافرتهای اتوبوسی دارید ، تذکر ، تشویق و یا اگر نظری ممتنع دارید ، خلاصه اینکه هر گونه خبر و موردی که به سفر ، مخصوصا سفری که با هم بودیم نظر بگذارید .
نمیدونم تا کی و چه زمانی قادر به ادامه ی کار هستم ، ولی مطمئنا ، تمامیه این مسافرتها ، به نوعی برای من و همکاران خاطره انگیز بوده ، حال خوب یا بد .
نظر یادتون نره 
تا بعد ...