دست نوشته های یک راننده اتوبوس

دست نوشته های یک راننده اتوبوس

ایجاد فضایی برای تبادل نظر، طرح مشکلات و آشنایی با شغل رانندگان
دست نوشته های یک راننده اتوبوس

دست نوشته های یک راننده اتوبوس

ایجاد فضایی برای تبادل نظر، طرح مشکلات و آشنایی با شغل رانندگان

عکسهای قدیمیه اتوبوس

به نام یزدان پاک


سلام


داشتم دنیای نت را زیر و رو میکردم تا شاید عکسی از شرکتها و اتوبوسهای قدیمی بنا بر دستور برادر گرامی آقای خوشنویس پیدا کنم که برخوردم به وبلاگ " محله آخونی....آخینی " توی یکی از پستهاشون عکسی از اتوبوسهای رایج اون زمونها که برای حمل مسافر استفاده میشد را گذاشته بودند ، منم زودی کپی کردم چرا که عکس با این قدمت به راحتی گیر نمیاد 



تا بعد ...

طرح و لوگوی ارسالی از طرف دوست گرامی جناب خوشنویس

به نام یزدان پاک


سلام


برادر گرامی جناب خوشنویس مدتیست ، زحمات زیادی را متحمل میشوند و طرح ها و لوگوهای شرکتهای حمل مسافر و قدیمی را برای حقیر ارسال میکنند ، تذکری دادند که اعتراف میکنم کاملا بجاست و آن اینکه : بنده در پست قبلی شرح عکسها را کامل ننوشته بودم ضمن عذر خواهی عرض میکنم ، این ایراد ضمن اینکه قصوری از بنده بوده یکی از دلایلش هم کمبود وقتیست که با توجه به ساعتهای استراحت محدودی که دارم پیش میاد ، بازم معذرت میخوام 


امروز هم جناب خوشنویس در جواب به سئوال مریم بانو طرحی را ارسال کردند که هم تذکر حضرتشان به حقیر و هم لوگو و هم فایل صوتی را در معرض نمایش عموم قرار میدهم .

با سلام خدمت جنابعالی درستون نظرات مربوط به پست اخلاق در خرید خانم مریم اشاره ای به سفر با شرکت اکسپورت کردند همین موضوع باعث شد تا اینجانب طرح نوشتاری شرکت فوق را که بر بدنه زرد و سفید مختص به آن شرکت را که بیاد داشتم ترسیم نموده و همراه با یک کلیپ صوتی جهت تجدید خاطره ایشان و سایرین ارسال نمایم از جنابعالی نیز تقاضا میکنم شرح مربوط به هر مطلب را که بیانگر تاریخچه آن است در حد امکان منعکس فرمایید با تشکر / خوشنویس



http://s3.picofile.com/d/73e64285-6b78-4522-82ce-090ac0d59ba0/Javad_Yasari_Ghebleye_Eshgh_WWW_IRMP3_IR_.mp3


جناب خوشنویس محبت کردن طرح اصلاح شده ی اکسپورت را ارسال کردند 

http://s3.picofile.com/d/4d2a679a-c97d-4e6c-8f67-db0274d3ef23/Attachments_2015927.zip


با عرض پوزش نمیدونم اشکال کار از کجا بود که نشد مثل موزیک و فایلهای قبلی مستقیما بیارمشون توی وبلاگ ، ترجیحا لینک دانلودشون را گذاشتم تا در فرصت بعدی اگر توانستم رفع ایراد کنم . 


شرحی بر یک سفر


به نام یزدان پاک


سلام


در مطالب قبلی عنوان شده بود که طبق دستور راهور حمل بار بجز ساک و لوازم همراه مسافر برای ناوگان حمل مسافر ممنوع و شامل جریمه هائی از قبیل جریمه ی نقدی ، توضیح در دفترچه ی راننده و گاها ، توقیف دفترچه کار راننده میشود .


دیروز متاسفانه موردی پیش آمد ، که بیانش برام سخته ، ولی چون بنا بر نوشتن واقعیات دارم ، می نویسم :


ساعت18:55 یعنی 5 دقیقه قبل از حرکت بود که یکی از مسافران رسید و دو کارتن تقریبا بزرگ داشت ، در برخورد اول از همکارم خواستم تا بعد از دیدن موجودیه کارتن ها ( رانندگان در صورت اینکه باری توسط کارتن حمل بشه و یا محتویات ساک مسافران مشکوک به بار و کالای قاچاق باشد ، قادرند درخواست بازدید را از مسافر بنمایند و در صورت ممانعت از بازدید ، با در جریان قرار دادن شرکت مربوطه و پلیس 110 یا از حمل خودداری و یا بعد از بازدید و در صورت اضافه بار داشتن ، دریافت وجه آن مبادرت به حمل نمایند) و دریافت هزینه ی اضافه بار (15000تومان) اقدام به بارگیری نماید ، با توجه به اینکه تا آن ساعت با توجه به اینکه اکثر مسافران با توجه به آغاز سال تحصیلی دانشجو و یا خانواده ی آنها بودند و بار اضافی زیاد داشتند ولی بدلیل ساک و چمدان بودن و داشتن روال عادی از کسی وجهی دریافت نشده بود ، مسافر مذکور شروع به داد و بیداد و گفتن این جمله ها که مگر شما چکاره اید و من مجروح جنگی هستم و چنین و چنانتان میکنم و خلاصه از این دست تهدید ها کرد و از بازکردن کارتن ها ممانعت کرد و بالطبع من و همکارم هم با وجود دخالت کارمند شرکت از بارگیری خودداری کردیم ، پدر مسافر با مراجعه به پاسگاه ماموری را آورد که متاسفانه مامور مذکور نیز بدون رعایت موارد قانونی تقاضای حمل آنها را داشت که با تذکر بنده و ممانعتم از ان کار با لحنی پرخاشگرانه گفت درستتون میکنم و میگم پلیس راه ماشینتونو بخوابونه ، من که میدونستم کارم ایرادی نداره ، تن به اجرای قانون دادم و گفتم هرچی پلیس راه بگه  ، با عنایت به اینکه راه قانونیش ، شکایت از ما به پاسگاه انتظامی ، نه راهور و صدور دستور مقام قضائی ، نه پلیس راهور میباشد ، راهیه اصفهان شدیم ، اولین پلیس راه(بستان آباد) برای ثبت ساعت مراجعه کردیم که فرماندهیه محترم پلیس راه با دیدن ما و خواهش اینکه بعد از بازدید و اخذ کرایه ، کارتونها را بار بزنید ، اقدام به انجام کار کردیم .


نتیجه ی این جدال لفظی طی 80 کیلومتر برای همراهان مسافر تا پلیس راه و انجام همان کار قانونی ، و پرداخت تمامیه هزینه ی حمل و خلاصه هیچ .


اما نتیجه ی اخلاقی :


به نظر من سلامتیه روان رانندگان در تضمین سلامت سفر فاکتوری مهم و اساسیست ، که این مسافر همان بدو سفر آن را از خود و دیگر همراهان صلب کرد ( خدا را شکر حادثه ای نداشتیم)

پافشاری بر خواسته ی نامعقول ، چیزی بجز سبک شدن خود شخص و خستگیه مضاعف رانندگان و مسافران نداشت ، در حدی که اکثر مسافران خواهان نیامدن آن مسافر در این سرویس بودند .

در صورتیکه توی همان ترمینال بدون پرخاشگری و توهین خیلی دوستانه قصد حل ماجرا بود بعد از بازدیدی ساده حتی بدون دریافت وجهی (همانند سایر مسافران) کار تمام بود.

استفادهی ابزاری از مقام و موقعیتی که داریم نه تنها شان و منزلت و جایگاه سایر واجدین آن موقیت را زیر سئوال میبرد به نوعی سوئ استفاده از توان خود میباشد .


چطور زمانی که در فرودگاه یا سالن های قطار برای بازدید از وسایلمون درخواست تفتیش میشود بدون مقاومتی انجام میدیم و اگر هزینه ی اضافی شامل حالمون بشه پرداخت میکینیم و هیچ اعتراضی نداریم ، ولی تا راننده ی اتوبوسی چنین کاری بخواهد انجام بدهد ، وا ویلا ...


تا بعد ...

اخلاق در خرید


به نام یزدان پاک


سلام


رعایت اخلاق در خرید ، به نظر من یکی از اصول اولیه ی اعتماد سازیه متقابله ، همانطوری که انتظار داریم فروشنده و عرضه کننده ی هر کالا و یا خدماتی ، انصاف و صداقت را پیشه کرده و در برخورد با مشتری با کمال آرامش و متانت ، خدمات خود را عرضه کند ، متقابلا ، همان فروشنده ،انتظاراتی دارد ، برای مثال : به یک مانتو فروشی میرویم و بعد از درخواست مدلهای مد نظر و پرو و کلی بهم ریختن مغازه ی طرف و مشورت با دوستان و همراهان و اطمینان از قیمت ، به فروشنده میگوئیم این را بپیچید و مثلا فردا فلان ساعت برای بردن جنس می آیم ، خوب انتظار آن فروشنده کاملا منطقی و مشخص است ، و اما ما !! فردای آن روز برای اینکه مسیر دیروز را دوباره نرویم ، همان مانتو را در فروشگاهی نزدیکتر میبینیم و ، خرید میکنیم  لازم به توضیح نمیبینم که بگم وجدانمون اون موقع در چه حالیه 


هر صنفی برای جلب اعتماد و خدمات بهتر به مشتریان ، از شگردهای خاص خود و یا موارد رایج در بازار استفاده میکند ، بارها به این مورد بر خوده ام که مسافری بدلیل سهل الوصول بودن و صد البته جزو نوادر شرکتها ، تلفنی با همسفر رزرو میکنند و برای سفر بدون اینکه قبل از موعد مقرر ، تماس بگیرند و رزرو خود را کنسل کنند با شرکت مثلا بغلیش !! میرن سفر ، البته سفر همه ی مسافرین بیخطر ، اما آیا درسته که فلان شرکت ، و مالک بعد از اینکه بارها به مسافران حضوری جواب جا تداریم را داده ، هنگام حرکت یک و یا چند صندلیه خالی با خود ببرد ( با این هزینه های سرسام آور) .


بیش از این دنبال این نقیصیه ی حمل و نقل نمیریم و چشمامونو با دیدن لوگوهاو تصاویر  ارسالی توسط دوست مهربانمون ، برادرمون جناب خوشنویس    نوازش میدهیم .

پ.ن : برادر گرامی خوشنوس به حقیر یاد دادند که باید در کار پشتکار داشت و حرفی را که میزنیم بهش عمل کنیم  و همچنین توانائی و پشتکارشون در انجام هر آنچه که بخواهند .

لوگوی لوان نور قبل و بعد از انقلاب



به نام یزدان پاک


سلام


دوست و سرور گرامی آقای غلامحسین خوشنویس محبت کردند و لوگوی شرکت لوان نور مربوط به قبل و بعد از انقلاب اسلامی را به همراه دو ترانه از تاجیک و داود مقامی که سابقا زیاد توی اتوبوسها استفاده میشده برامون ارسال کردند و باعث نشاط و مهمتر از همه نزدیک شدن این وبلاگ به وبلاگ رانندگان شده اند ، با تشکر از ایشان ، توجهتونو به دیدن و شنیدن آنها در ادامه مطلب جلب میکنم :

ادامه مطلب 

ادامه مطلب ...