دست نوشته های یک راننده اتوبوس

دست نوشته های یک راننده اتوبوس

ایجاد فضایی برای تبادل نظر، طرح مشکلات و آشنایی با شغل رانندگان
دست نوشته های یک راننده اتوبوس

دست نوشته های یک راننده اتوبوس

ایجاد فضایی برای تبادل نظر، طرح مشکلات و آشنایی با شغل رانندگان

استاد شهریار


به نام یزدان پاک


سلام

امروز سالروز خاموشی و سکوت ازلیه استاد محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار ) بود ، من کمترین چی میتونم بگم از ایشان ، تنها به عقل قاصرم خطور کرد شعری از خود استاد را برایتان بگذارم یادشان گرامی 


دریافت

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کند
بلبل شوقم هوای نغمه‎خوانی می‎کند

همتم تا می‎رود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می‎کند

بلبلی در سینه می‎نالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گل‎فشانی می‎کند

ما به داغ عشقبازی‎ها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک‎پرانی می‎کند

نای ما خاموش ولی این زهره‎ی شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی می‎کند

گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی می‎کند

سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی می‎کند

با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی می‎کند

بی‌ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران می‎رسد با من خزانی می‎کند

طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون می‎کند با ما نهانی می‎کند

می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی می‌کند

شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
ور نه قاضی در قضا نامهربانی می‎کند




برگرفته از tarabnak.blog.ir

چرا رانندگان مقصرند وقتی ...


به نام یزدان پاک


سلام


در مطالب قبلی چندین بار به این موضوع پرداخته ام ، ولی باز هم بخاطر موردی که در سفر قبلی برایم پیش آمد مجبور به پرداختن به این موضوع شدم .


از اینجا شروع میکنم که سرویس قبلی مثل روال تکراریه شهریور ماه صندلی های ماشین ما پر از مسافر بود ، اکثرا هم خانوادگی بودند و مسافر تک نفره بندرت داشتیم ، 3 نفر از مسافران که از قضا مسافر رفت از اصفهان به تبریز ، با خودم بودند و خواهان بازگشت با همین سرویس ، و 2 صندلی بیشتر هم گیرشان نیامده بود و آن صندلی ها هم شماره های 1و2 و قرار شد پسر بچه ی 12 ساله یشان هم کنار دست خود ما تا اصفهان باشد ، همان زمانی که برای سوار شدن آمدند خود بندگان خدا گفتند که 2 صندلیه اول را به ما داده اند و اگر میشه ما را جابجا کنید ، کارمند شرکت که آمد تقاضا کردم جابجا بشن ولی چون اکثر صندلی ها مربوط به خانواده های 4 و 5 و در یک مورد هم 8 نفره بودند اصولا جابجا کردنشانم سخت بود که هیچ ، کسی هم حاضر به جابجائی نشد ، حتی خواهش شخص خودم هم از سایر مسافران ثمری نداشت ، پلیس را تبریز هم ، مامور راهور پس از مشاهده و درخواست از مسافران ، نتوانست کاری بکند و لاجرم از جریمه کردن ما گذشت ، تا اصفهان خبری نبود ، زمانیکه رسیدم به پاسگاه اصفهان ، چند تن از ماموران انتظامی ، در حال کنترل اتوبوسها بودند که نوبت ما شد ، در ابتدا گفتند چرا گردو همراهت داری(سه گونی مربوط به مسافران) گفتم مال مسافران هستش و جواب داد باشه ،گردو قاچاقه و نباید حمل کنی ، گفتم آخه سرکار 100 کیلو گردو ، اونم داخل کشور کجاش قاچاقه ؟؟؟ بعدشم که رفت توی اتوبوس گیر داد چرا خانم ردیف اول سوار کردی ، خواستم توضیح بدم که گوش نکرد و خلاصه با پا در میانی یکی از مسافران که شاهد داستان از تبریز بود از جریمه کردن من گذشت ، اما صبح اول صبحی و بعد از کلی خستگی و نخوابی ، بد جوری حالمو گرفت .


 حالا سئوالم اینجاست : وقتی صورت حساب صادره از سوی شرکت و تعداد مسافران ، مشخص میکنه راننده نقشی در سوار کردن مسافران نداره ، چرا باید به شخصیت راننده در انظار عمومی توهین بشه ؟ اصولا چرا راننده ، که وظیفش مشخصه !! باید جوابگوی این مشکلات باشه ؟ از همه مهمتر چرا با راننده مثل یک داعشی برخورد میشه ؟؟


باورتان نمیشه الان 2 سرویسه نتونستم برم سرکار چراکه واقعا از این کار و حواشیه مربوطش کلی دلسرد و دلگیرم !!


مثل اینکه قرار نیست تغییری در این روشهای هندلی داده بشه !!!


تا بعد...

اتوبوسهای دهه ی 40 و 50 دریافتی از دوست گرامی آقا غلامحسین

به نام یزدان پاک


سلام


دوست گرامی ، برادر ارجمندمان آقا غلامحسین محبت کردند و تعدادی عکس از اتوبوسهای دهه ی 40 و 50 فرستادند که ضمن تشکر از حسن سلیقه و زحمتی که متحمل شدند و اعلام این موضوع که با چند تا از شرکتهای مسافربریه تبریز صحبتی شده و قرار شد تعداد یاز عکسهای آرشیوشون که خدائیش خیلی قدیمیه را در اختیار بنده بگذارند تا برای بازدید عموم چاپ بشن .








اخوی دست مریزاد و همچنین چشم از این به بعد سعی میکنم محیط پستها را با انتشار عکسها و فیلمهای مربوط به همون پست شادتر و دیدنی تر کنم .

سمعا و طاعتا 

تا بعد ...

جاده گرد

به نام یزدان پاک


سلام


برنامه ای از شبکه ی اول سیما پخش میشه به نام ایرانگرد ، به تهیه کنندگیه آقای جواد" فارابی " .


من که واقعا از دیدن این برنامه سیر نمیشم و قطع به یقین اگر هر برنامه ی مورد علاقه ام زمان پخشش با این برنامه همزمان باشه ، مسلما ایرانگرد را میبینم .


به قول معروف آقای فارابی زده تو خال ، برنامش خیلی راحت و زیبا دیده میشه ، لوکیشن ها همش طبیعیه و مثل عسل ، شیرینه 


حالا من یه پیشنهاد برای عوامل دست اندر کار دارم  : جاده های ایران هم جاده های راز آلود و دیدنیی هستن ، بعضی زیبا و جذاب و بعضی مخوف و پر خطر کاش میشد برنامه ای مستند هم در این خصوص ساخته بشه ، تا هم مردم خودمون از مسیرها و جاده هائی که تا بحال نرفتند و شاید اصلا نتونن برن مطلع بشن و هم توریستهائی که میخوان کشور ما را برای مقصد گردشگری انتخاب کنن با انتخاب بخشی از این مقوله ، سهمی برای شناساندن جاده های ایران به جهانیان داشته باشند .


نمیدونم شاد عملی و جذاب نباشه ، ولی حداقل میتونه آرشیوی برای آیندگانمون باشه ، اگر کسی هست که دستی بر آتش داشته باشه ، من هم هستم ، یا علی .


تا بعد ...

اتوبوس های دهه ی 40


به نام یزدان پاک


سلام


اتوبوس تهران-مشهد شرکت ایران پیما - دهه 40 خورشیدی


دوستی از بازدیدکنندگان محترم ضمن بازدید ، درخواستی داشتند مبنی بر اینکه بنده ی حقیر از همکاران ،ضمن پرس و جو و جمع آوریه عکس از اتوبوسهای دهه ی 40 برای بازدید عموم به نمایش گذاشته شوند ، برای شروع سری به فضای مجازی زدم و این عکس را پیدا کردم ( اتوبوس شرکت ایران پیما تهران ، مشهد)حتما سعی میکنم تا در صورت بودن عکسی از همکاران و اتوبوسهای آن زمان برای بازدید عموم چاپشون کنم ، البته با این توضیح که اکثر همکارانی که در آن سالها مشغول این حرفه بوده اند ، به دیار باقی شتافته اند .


این هم تعدادی از اتوبوسهای شرکت واحد ، که به جهت حمل و نقل عمومی برای کاهش آلودگیه هوا تهیه شده بودند ، توجه داشته باشید برای کاهش آلودگیه هوا ، میگم الان در چه وضعیتی هستیم 


تا بعد...