دست نوشته های یک راننده اتوبوس

دست نوشته های یک راننده اتوبوس

ایجاد فضایی برای تبادل نظر، طرح مشکلات و آشنایی با شغل رانندگان
دست نوشته های یک راننده اتوبوس

دست نوشته های یک راننده اتوبوس

ایجاد فضایی برای تبادل نظر، طرح مشکلات و آشنایی با شغل رانندگان

کلاس باز آموزی

به نام یزدان پاک


سلام


امروز نظرم با پست قبلی متفاوته ، از آن جهت که حسن رفتار یک شخص میتونه مجموعه ای را سربلند کنه ، همانطوریکه ، سوئ رفتار شخصی دیگر میتونه نتیجه ای کاملا بر عکس داشته باشه !!


امروز علیرغم اینکه عنوان شد این دوره از کلاسها قبلا برگزار شده بوده و عملا دیگه نمیبایست ، برگزار میشد ، ولی بودند افرادی چون من که مدتی در ناوگان حضور نداشتند و لاجرم ، مجبور بودند برای تعویض دفترچه ای که مدتی از آن استفاده نمیکردند و از شرایط جدید هم بی اطلاع بودند ، به این دوره از کلاسها بروند .


لازم بذکره که با توجه به اینکه ، اکثر این مدل کلاسها مفید به فایده نیستند ! اما حضور شخص جناب سرهنگ رضائی منفرد ، و نوع برخورد ، بزرگ منشانه و خالی از تکبر ، که البته به ندرت دیده میشود ، باعث ایجاد محیطی ، دوستانه و عنوان مسائل و یادآوری قوانین ، برای رانندگان و گوشزد پاره ای از موارد که هرچند روزی چند بار هم تکرار شوند باز هم کم است .


در خلال صحبتهای جناب سرهنگ فرصتی پیش آمد که من هم ، بتوانم اندکی از مسائل و موانع موجود را بازگو کنم ، هرچند فرصت بسیار کم ، و گفتنی ها بسیار بودند ولی بنوبه ی خودم از حلم و بردباری ، فرمانده مذکور تحت تاثیر قرار گرفتم ، بنوعی که بخودم جرات دادم ، آدرس این وبلاگ را به ایشان بدهم و دعوتشان کنم به حضور در این محیط و استفاده از نظرات ایشان .


باز هم از همین مکان استفاده میکنم ، و از صبر و حوصله ای که به خرج دادند و صحبتهای حقیر را به آرامی گوش دادند و پاسخهای لازم را هم دادند تشکر کنم .


ولی مجدد از این تریبون استفاده میکنم و عاجزانه خواهشمند که در خصوص مباحث مطرح شده ، بیشتر دقت و بحث شود ، شاید بقول حضرتشان باعث نجات جان حداقل یک نفر بشود .


تا بعد...  

نامه نگاری های اداری

به نام یزدان پاک


سلام


از این میز به اون میز از این طبقه به اون طبقه از اتاقی به اتاق دیگر و در برخی موارد هم از این خیابان به آن خیابان ، اینکه ادارات ما بعد از این چندین ساله و بقولی عصر اطلاعات و اینترنت و ... هنوز کارها دستی و زمان بر و خسته کننده انجام میشن ، بسی جای تعجب داره .


بیشتر ادارات ، یکی از کارمندان تراکم کاریه بیش از همه داره و تعدادی، ناخن ها یا وایبر و واتس آپ چک میکنن و تعدادی هم 20% کار را با اکراه انجام میدهند .


این مقدمه برای این بود که ،این چند ماه بقدر چند سال توی چند تا اداره دویدم تا بتونم بیمه ی4 ماه قطع شده و دفترچه ی کار رانندگیمو تعویض کنم که مورد آخر بازم توی همین سریالها گیر کرده !!


خواهشمندم که به کسی بر نخوره و صحبتهامو جهت گیرانه و مغرضانه برداشت نکنید ، امروز صبح ساعت 7.30 وارد شهرک آزمایش شدم ، اول رفتم شعبه ی بانک شهرک و فیش 20000تومانی برای تعویض را تهیه کردم ، زمانی که وارد قسمت تعویض دفترچه ها شدم ، حدود 8 صبح بود و بجز من 2 نفر دیگه حضور داشتند ، سراغ یکی از پرسنل اداری رفتم و سئوالمو پرسیدم ، خوب عادی هم بود من مدت 3سال و اندی توی این اداره نیامده بودم ، تقریبا یک تغییر 180 درجه ای داشت ، سرکار استواری که از ایشان سئوال پرسیدم دفترچه ی ثبت ساعت قدیمه منو گرفت پرسید عدم اعتیاد ، گفتم قبلا تهیه کردم ، گفت بنشین تا نوبتت بشه ، از ایشان پرسیدم آیا میشه برای دستشوئی بیرون برم و برگردم که جواب مثبت دادند و من رفتم بخاطر فاصله و زمان رفت و برگشت مجددا حدود 8.25 توی دفتر بودم که البته تقریبا 5 نفر دیگه آمده بودند ، همان استواری که دفترچه ی منو گرفته بود و فکر میکنم چون فراموش کرده بود به من بگه نوبت بگیرم گفت آقای ... مدارکتو بده ثبت سیستم بشه ، منم مدارک را گذاشتم جلوی پیشخوان افسر مربوطه ، که با یه لحنی (انگار دزد گرفته) چه خبرته ، چرا هنوز نیامده مدارکتو میگذاری روی همه ، گفتم جناب ، من قبلا اینجا بودم ، گفت چرا دروغ میگی ؟ همین الان اومدی !!


میخواهم اینو بگم که راننده جماعت وجهه ای در بین مردم که ندارند هیچ !! بین کسانی که باهاشون در ارتباطن هم جایگاهی ندارند و همه مجرم بالفطره بدنیا اومدند و گناه کارند !! خلاصه بعد حدود 45 دقیقه نشستن ، تازه دستور دادند چرا دوره ی باز آموزی را طی نکردی ، گفتم این کارتشه ، گفتند قبول نیست ، باید مجددا کارت جدید بگیری ، پرسیدم حالا دستور چیه ؟ چکار کنم ؟ گفتند برو اتحادیه  و ثبت نام کن واسه ی کلاس و روی نوبتت بیا همین جا توی کلاس شرکت کن ، حالا شهرک آزمایش توی جاده ی منتهی به  شیراز و اتحادیه نزدیک پایانه ی کاوه ، خروجیه اصفهان به تهران !! گفتم آخه اخوی چرا لقمه را دور سرمون تاب بدیم ، اینهمه راه برم واسه نوبتی که کلاسشو شما و در همین مکان برگزار میکنید ، که طبق معمول همینه که هست ، میخوای اصلا نیا !!!


حالا سئوالم اینجاست که ، اصلا کلاس باز آموزی یعنی چه ؟ 

اصولا چه چیزی در این کلاسها دوباره آموزش داده میشود ؟

توی مملکت ما ، اصولا کسی هست که کارشناس امور حمل و نقل و جاده ای باشد ؟

آیا قوانینی که در دهه های گذشته وضع شدند برای امروز جاده های ما کارآیی دارند ؟

مدرسی که در این کلاسها شرکت میکند ، معلوماتش بر چه پایه ایست ؟ کسی که خودش حتی پشت سواری نمینشیند ، صلاحیت این امر را دارد ؟

وووو


و از همه مهمتر نقش این کلاسها و اتلاف پول و وقت و حوصله ، در کاهش تصادفات چقدر بوده است ؟


و در آخر یاد بیت شعری افتادم که :


خانه از پای بست ویران است

خواجه در بند نقش ایوان است


توی اینترنت دنبال عکسی مربوط به این کلاسها میگشتم که حاصل این گشتن ها عکس زیر بود ، به نوبه ی خودش راننده ای حرفه ایه.



تا بعد ...

اوضاع امروز یمن

به نام یزدان پاک


سلام


بر کسی پوشیده نیست که جنگ و اثرات آن ، برای هیچ مملکت و قومیتی خوشایند نیست ، مخصوصا اگر مثل ملت یمن در محاصره باشند و زیر بمبارانهای دشمن ، عزیزان خود را از دست بدهند ، اما امید همه ی ما مسلمانان بر این است که خدا با صابران است .


بهر حال ابراز همدردی و دعا برای مردم مسلمان و مظلوم یمن از وظایف ما ایرانیان است ، هر چند که مسئولین کشوری و لشکری تا بحال نشان داده اند که طرفدار حق و مظلوم هستند و حرکت کشتی حامل کمکهای بشر دوستانه ی ایران به سوی آبهای یمن ، شاهدی بر این ماجراست .


خدا راقسم میدهیم به فردا روزی که روز مبعث پیامبر اکرم جهان اسلام حضرت محمد (ص) میباشد ، بزودی مستکبران را بر سر جای خود بنشاند و مردم یمن را سرافراز و پیروز بگرداند ، آمین یا رب العالمین .


تا بعد ...



بیمه تامین اجتماعی

به نام یزدان پاک


سلام


دیروز رفتم تا جواب کمیسیون پزشکی را بگیرم ، بعد از چند ساعتی معطلی و گرسنگی ، صدامون زدند و 10 تا10 تا رفتیم توی سالن کمیسیون .


میخوام یه توضیحی ، شاید من درآوردی باشه ! آدمی که مغزش با مشکل مواجه شده باشه مثل سکته ی مغزی ، بیشتر خطرناکه یا قلبش ؟؟


مهمترین عضو بدن سر هستش که بیشترین فرامین از همونجا صادر میشه !! دوستان پزشکی که وبلاگو میخونن اگر اشتباهی دیدند ، دستور به تصحیح بدهند ، به دیده ی منت اجرا میشه ! پس همچین آدمی نباید رانندگی کنه .


اما قلب ، عضوی عضلانی و حیاتی که با یکبار آریتمی شدن ! یا فاتحه ی طرف خوندس یا میشه مثل من ، بقولی ، های ریسک !!


دیروز با پزشکان محترم سر همین موضوع بحث داشتم که : دستور به خفگی دادند و ما هم اطاعت کردیم !!


اما ، اگر من مجاز به رانندگی هستم ، که به تشخیص کمیسیون دیروز ، هستم !! اگر احتمال یک درصد پشت فرمان اتوبوس دچار ایست قلبی و یا موردی مشابه شدم که احتمالش کم نیست ، و باعث بروز صحنه ای دلخراش برای هموطنانم شدم ، اونوقت مقصر کیه ؟؟  


من به نوبه ی خودم این موضوع را پیگیری خواهم کرد ، هر چند که دست ما کوتاه و خرما بر نخیل ، چرا که گر رسم بود که مست گیرند       در شهر هر آنچه هست گیرند !!! اکثر رانندگان با عارضه ای روبرو هستند که برای شغل رانندگی همراه با خطر میباشد ، اما اولویت بندی هم بد نیست .


دیروز با توجه به 6 تا استنتی که توی قلبم جا خوش کرده ، برای من 40% از کارافتادگی تعیین کردند که شامل از کارافتادگیه کامل نمیشه و لاجرم باید برم و بشینم پشت فرمون ، و منو امثال من هم که برای امرار معاش محکوم به کاریم ، باقیش با خدا !!


Image result for ‫کاریکاتور در مورد رانندگان اتوبوس‬‎


تا بعد ...

وبلاگ جدید

به نام یزدان پاک


سلام 


امیدوارم که حالتون خوب باشه و دماغتون چاغ !!


اگر از احوالات اینجانب ، خواسته باشید ! ملالی نیست بجز دوریه ریال !! البته رفتم دکتر        هااااااااااا


بعد از چندتا آزمایش و عکس و سیتی اسکن و اکو و ... تیم مجرب ، کمیسیون پزشکی اعلام کردن بیماری واگیر 


داری گرفتم که مدتیه بد جوری شایع شده بنام ضعف ریال و به موجب آن تراول خونم بد جوری پائینه !!!


میگم متخصص ماهر سراغ ندارید ؟؟؟؟؟؟؟


توی قسمت پیوندهام ، وبلاگ همه را بخونید ، مخصوصا حافظه ی من که وبلاگ جدید منه (سرگذشتی که از 


سرم گذشته ) نظر هم بگذارید هر چی بیشتر بهتر !!!!!!


تا بعد...