دست نوشته های یک راننده اتوبوس

دست نوشته های یک راننده اتوبوس

ایجاد فضایی برای تبادل نظر، طرح مشکلات و آشنایی با شغل رانندگان
دست نوشته های یک راننده اتوبوس

دست نوشته های یک راننده اتوبوس

ایجاد فضایی برای تبادل نظر، طرح مشکلات و آشنایی با شغل رانندگان

دغل دوستان

به نام یزدان پاک 

 

سلام 

 

موضوعات تکراری شاید حوصله آدم رو سر ببرن اما مثل زبان انگلیسی میمونن هر چی تکرارش کنی بیشتر یاد میگیری ، تو این وا نفسای روزگار که باید هر کس فراخور شرایطش سرش به کار خودش باشه ! مثلا تا میگی پس چرا یه سری به ما نمیزنی هزار تا بهانه رنگارنگ میچینن که چنین و چنانه نمیرسیم بیائیم و ... 

اما نمیدونم چرا واسه سرک کشیدن تو کار اینو اون و بهم زدن اوضاع طرف مقابل واز جا دراوردن ریشه دور وبریا همیشه آماده اند و از هیچ تلاشی کوتاهی نمیکنن ، بهر حال خدا هممونو به راه راست هدایت کنه و لحظه ای به حال خودمون وا نگذاره ... 

حرفهائی که تو مخم دور دور میزنه

به نام یزدان پاک 

 

سلام 

 

بعضی وقتا خیلی حرفها و نگفته هاست که توی مخت دور دور میکنه اما همینکه میخوای بنویسیشون مثل فرمولها سر جلسه امتحان از مخت اثاث کشی میکنن اونم بدون آدرس  .  

بگذریم ، دنیا دنیای تغییرات و تحولاته ، هیچ چیز امروز ،مثل دیروزشون نیست ، خونه ها و فرم ساختشون ، اتومبیلها و امکانتشون ، خیابونها ، مدارس ، کارگاه ها ، پارک ها ، و هر چی بگی تغییر کرده و اما ؛ اما و ای کاش آدما و خلق و خوشون تغییر نمیکرد ، مرد ها ،، مرد میموندن و مرد ، میمردن ، زنها : زن میموندن ، کاش یه سری به آرشیو خودمون بزنیم یاد پدر بزرگا و مادر بزرگا رو زنده کنیم و ببینیم شیر و ذاتمون مال کجاست مردمونمون واسه چه چیزهائی احترام قائل بودن ، چه چیزهائی رو نادرست میدونستن ، چرا قدیما از کلمه خیانت کمتر استفاده میشد ؟ چرا تا یکی میمرد یا میخواست سفر دوری بره تعداد کسانی که واسه بدرقش ، بدرقه خودش ! نه واسه کلاس و رو کم کنی میومدن بیشمار بودن و الان همونا رنگ عوض کردن ؟ 

 

گفتمش نقاش را طرحی بزن از زندگی  

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید 

گفتمش چون میکشی تصویر مردان خدا؟ 

تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید 

گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن 

عکس یک خنجر زپشت سر پی مولا کشید 

 

 

تا بعد...

اطلاع رسانی

به نام یزدان پاک 

 

سلام 

 

خدا رو شکر به بهانه های مختلف هر کسی تلفن همراهی یا وسیله ارتباط جمعی داره بالاخره میشه تو این عصر وحشت ، اگه کاری با کسی داشتی با خبرش کنی ، اما نمیدونم این دفاتر فروش بلیط این شماره تلفن ها رو واسه چه روزی میگیرن لابد واسه تبریک تولدمون نیست . 

شب گذشته از اقوام بلیط پرواز داخلی داشتن بنده هم حسب وظیفه توی اون هوای نا مساعد جوی ، اصفهان که هزار ماشالله خوب هم بارید به هر مشقتی ایشون را به فرودگاه اصفهان رسوندم اولش اعلام کرده بودن پرواز به موقع ، بعدش فعلا معلوم نیست و 15 دقیقه بعد از زمان پرواز بود که اعلام کنسلی کردن ، این مورد اول که تا خودمون نیامدیم ... 

برای محکم کاری از قبل یه بلیط اتوبوس هم رزرو کرده بودم خیر سرم هم خودم از اهالیه حمل و نقلم به محض اطلاع از کنسل شدن پرواز تا رسیدن به ترمینال کاوه تلفن های شرکت که هیچ کدام جواب ندادن ، با توجه به آشنائی از طرز کار شرکت همسفر ، با پایانه صفه تماس گرفتم که از ان طریق فهمیدم سرویس مذکور هم تعطیله . 

فقط یه جواب میخوام اونم اینه که هر کدام از مسافرین این پرواز یا اتوبوس اگه بین راه تصادف میکردن این شرکتهای محترم جوابشون چی بود ؟ 

 

البته جوابشو کمو بیش میدونم ... 

 

تا بعد ...

آلودگی هوا

به نام یزدان پاک 

 

سلام 

 

موضوعی که با فرا رسین زمستان معمولا دیده میشود اما مورد کم لطفی واقع شده هوای سالم ، که حق مسلم شهروندان است و از ان محرومند و جالبتر اینکه حداقل در یک گزینه توانستیم سکوی سومی جهان را کسب کنیم و آن هم آلودگی هواست. 

لازم است محصولات تولیدی پالایشگاههای کشور ، استاندارد واقعی و لازم را داشته باشند که سهم به سزائی در این امر ، دارند . 

دوما تنظیمات موتوری رایگان و آزاد نه دوره ای به طوری اجرا شود تا خود مردم مشتاق این امر شوند . 

کوتاه ترین مسیرهای شهری و بیابانی برای رسیدن اتوبوس ها به ترمینالها انتخاب شود ، که خود از راه کارهای مبارزه با آلودگیه هواست . 

خودروهای تک سرنشین از حرکت بازداشته شوند ، وخدمات سرویسهای همگانی بهتر ومنظم تر شوند و صد البته خود آنها نیز ! کمتر هوا را آلوده کنند . 

بهر حال ما هم وظیفه داریم در پاکسازی هوای کشورمان کوشا باشیم ، بیائیم از امروز کمتر خودرو شخصی را از منزل بیرون آورده  و به دوستان نیز توصیه کنیم . 

دست به دست هم دهیم به مهر             میهن خویش را کنیم آباد 

 

تا بعد...

باز باران

 به نام یزدان پاک 

 

سلام 

 

باز باران با ترانه با گوهر های فراوان می خورد بر بام خانه ، یادم آرد روز باران ، گردش یک روز دیرین ، خوب و شیرین ، توی جنگلهای گیلان ، ... 

 

خدا رحمتش کنه گلچین گیلانی را و یادش بخیر دوران شیرین درس و مدرسه ، 

  

خلاصه که با شروع دوباره رحمت الهی و سفید پوش شدن دامن طبیعت ، یاد این شعر شاعر دوران کودکیم افتادم . 

 

خیلی چیزا داشتیم که حالا نداریم ، خیلی چیزها بودن که آرزوشو داشتیم ، و حالا داریم ، و خیلی ها این طرز اندیشیدن را به ما آموختن و ما مدیون آنهائیم ، قدردان تمام تاثیر گذاران در طول زندگی باشیم . 

 

خدا تمامی ما را ببخشد و بیامرزد بالاخص رفتگان این دیار را ...... 

 

تا بعد ...