دست نوشته های یک راننده اتوبوس

دست نوشته های یک راننده اتوبوس

ایجاد فضایی برای تبادل نظر، طرح مشکلات و آشنایی با شغل رانندگان
دست نوشته های یک راننده اتوبوس

دست نوشته های یک راننده اتوبوس

ایجاد فضایی برای تبادل نظر، طرح مشکلات و آشنایی با شغل رانندگان

دلیل غیبتم

به نام یزدان پاک


سلام


دوستان خوب و سروران گرامی حدودا مدت یک ماه از مصاحبت و گفتگو با دوستان مجازی خود محروم بودم ، چرائیه این داستان را بشنوید ، اول شهریور ماه شرکت پرنیان نت اصفهان که حقیر مشترکش بودم بنا به دلایلی واهی مثلا دیگه توی منطقه شما پوشش نداریم و مشکل از مخابراته و شارز شما تموم شده در صورتیکه تا پایان ابانماه شارز داشتم ، اینتر نت کم سرعت حقیر گردن زده و قطع شد ،  و من هم مثل بقیه مردم صبور این مرز و بوم کاسه چه کنم بدست گرفته و پس از مشاوره های فراوان با اهل فن ، شرکت شاتل را برگزیده و تماس گرفتم : بانوئی خوش صدا و صد البته نامعلوم الچهره بنده را بیش از پیش ترقیب به اشتراک کردن و قبل از قطع تماس تلفنی پیک موتوری حامل قرارداد پشت در کارواش بود خوب طبق روال معمول ابتدا اوراق را تنظیم و امضا و بلافاصله مبلغ قرار داد پرداخت شد ، بنده در همین مکان اذعان میدارم که شکایتی ندارم که هیچ به هفت جای مرده و زندم هم ... که خوشحال هم هستم پس از یک ماه بالاخره اینترنت حقیر مجددا متصل به دنیای مجازی شد به هر حال دنیاست و هزار تا دوز و کلک کلاه سر ما نره پس این تولیدی های کلاه چه گلی به سر بگیرند !!!

کیک های تولد با طرح های خلاقانه (44 عکس)

حالا هم بفرمائید میل کنید نگین شیرینی نداد !!!

تابعد...

فرشته های توی خونه پدر ها

به نام یزدان پاک


سلام


روی صحبتم با خانواد های رانندگان برون شهریه ! دعا کنید پدران و شوهران مشغول در این صنف صحیح و سالم به مقصد برسن و بین راه کوچکترین مشکلی براشون پیش نیاد ، تصادف ، خرابی ماشین بین جاده ، درگیری با اطرافیان ، بیماری در حین سفر ، اعتیاد که گریبانگیر اکثر رانندگان هستش .

بیائیم از همین جا دعای سفر را برای تمامیه مسافران مخصوصا مسافر خودمون بخونیم و از خدا بخواهیم سفر تمامیه مسافران بی خطر باشه !!

خرابی اتوبوس اونم توی اوضاع جغرافیائیه ایران خیلی سخته ما توی شهر به سختی گرما و سرما رو تحمل میکنیم حالا خودمونو بزاریم جای راننده و مهمانداری که توی مسیرهای کویری و یا کوهستانی دور از امکانات درگیر خرابی اتوبوس میشن و تا اون وسیله دوباره راه اندازی بشه چه مشقت و مشکلاتی را که متحمل نمیشن !!

گرما حیوانات وحشی ، احتمال تصادف با خودرویه خراب کنار جاده  و... خدائیش طاقت فرساست .

پسرا و دختران و همسرانی که در طول سفر مردشون ، توی خونه به تنهائی انتظار اومدن پدر را میکشن خدا قوتتون بده خدا صبرتون بده و همون خدا ، حافظ مسافرتون باشه .

خدایا تو را قسمت میدم به حق باب الحوائج آقام ابوالفضل العباس سفر تمامیه مسافران را اسون و بی خطر کن ، مخصوصا رانندگان برون شهری



تا بعد ...

فراخوان

به نام یزدان پاک


سلام


پس از مدت 11 روز امروز برگشتم سر خونه اول یعنی از سفر برگشتم ، تو این مدت و توی جاده بارها و بارها از دو منظر به این شغل (رانندگی) نگاه کردم اول از دید مردم توی جاده ها :

البته این دید زیاد جالب به نظر نمیاد و اینو خیلی وقته میدونستم ، اما مردم اصولا اعتمادی به همدیگه ندارن حالا این قشر که دیگه رکورد داره !! با اینکه شغل و حرفه رانندگان سواری ، رانندگی نیست اما مدام از طرز رانندگیه کامیون و اتوبوس ها گلایه دارن و بعضا نظرات کارشناسی هم میدن و خیلی جاها به جای قاضی حکم هم صادر میکنن و به شعور و و شخصیت یک فرد از افراد اجتماع به راحتی و بدون علم توهین میکنن ؛ حالا اگه بخوام موضوعات را بشکافم از مجال این پست خارجه .

از دید یک راننده بخوام به این شغل نگاه کنم :

نگاهی پر از حسرته ، اونا مردمو میبینن که با ماشینهایه خودشون به مسافرت و تفریح میرن ، خوشن و این خوشی به قیمت زحمت اضافی و دردسر بیشتر و بدون مزد برای اوناست نمیدونم توی وبلاگ کدوم یکی از دوستان خونده بودم که خواهش کرده بود روزهای تعطیل به شهرشون سفر نکن که راحتی و اسایش از اونا گرفته میشه (محض قیاس بود)

رانندگی شغلی پر استرس و مسئولیت و کم ارزشه ، کم ارزش از این جهت که دیدگاه اجتماعی و مسئولین به این شغل به نوعی نگرش مجرمانست یعنی هر کسی توی این شغله به نوعی مقصره .

توی مسیر هائی که این سفر طی کردم بارها دیدم پلیس رانندگان سواری و یا سنگین را به دلیل تخلف متوقف کرده ، بعضا توقف میکردم و اوضاع را میدیدم . بعضی اوقات چیزی نمیگفتم بعضا هم اگه می خواستم توجیهی بیارم و اگه می گفتم که من خودم راننده اتوبوسم خیلی راحت و علنی جواب میگرفتم که برو بابا شما که خودتون سردسته متخلفینین ، و من هم مجبور به سکوت بودم !!

امروز بعد از مراجعت و سر زدن به ایمیل و وبلاگ و توضیح یکی از سروران به این نتیجه رسیدم که باید از جائی شروع کرد و از تمامیه دوستان عاجزانه میخوام که ادرسه این وبلاگو به هر راننده ای که برخورد کردن حالا نحوه برخورد مهم نیست : مسافر باشن ، همسفر باشن ، و یا هر دلیل دیگه ! بدن .

اینجا از تمامیه رانندگان و یا خوانندگانی که به نوعی از  بستگان راننده ای هستن خواهش میکنم آدرس ایمیل یا شماره تلفنی از خودشون ارائه بدن تا بتونم با اونها تماس داشته و در برنامه ها و پستهائی که از این به بعد بیشتر در خصوص شغل و شخصیت رانندگان و مشکلات اونهاست و صحبتها و نظراتشون بصورت مصاحبه یا عکس و ... به اشتراک بگذارم .

و همینطور از تمامیه صاحب نظران خواهشمندم این حقیر را از رهنمودها و نظراتشون محروم نکنن .



تا بعد ...

میخوام بدونید که :


به نام یزدان پاک


سلام


چون برام مهم هستید گفتم که نگفته نمونده باشه !!!

من احتمال قریب به یقین از فردا شب برای مدت 10الی12 روز میرم مسافرت ، مسیر : اصفهان- همدان-کردستان-آذربایجانغربی-آذربایجانشرقی(زادگاه اجدادیم)-گیلان_مازندران_گلستان_خراسان شمالی_ خراسان رضوی _اصفهان

بهر تقدیر از دوستان عزیز ممنونم که همیشه بهم سر میزنید توی این مدت غیبتم مواظب این دست نوشته ها باشید!!! بین راه اگه دست رسی به وبلاگ داشتم حتما بهتون سر میزنم ، البته تا برم هم میام سراغتون



تا بعد...

گاه نوشتی بی ربط به این وب

به نام یزدان پاک


سلام


یاد این ترانه افتادم که میخوند :

تو این حس و حال عجیب و غریب

دو تا بال میخوای که رو شونته

الان توی اون حس و حالم که نمیخوام روی زمین باشم و اگه میشد ، از بالا به زمین نگاه کنم مثل عقاب و نترسم از اینکه بعدا مصداق این بیت از شعر باشم که : از ماست که بر ماست ؟؟؟

دنیا و باوراش خیلی مدرن شدن خیلی جلوتر از ذهن و باور من پیش میرن انگاری من حداقل توی 50 سال پیش همون زمونی که دسته چک مرد تار سبیلش بود همون وقتی که اگه مردی با زنی هم صحبت میشد چشماش زمینو گود میکرد اما طرفو اگه صد بارم میدید نمیشناخت و آبجی ، آبجی قرقره دهنش بود نه ...

2تا بال میخوام ،، اما روی شونه های من نیست ؟؟ چسبیدم به این خاک سیاه و جدا نمیشم ؟؟




تا بعد...