به نام یزدان پاک
سلام
امروز 17 بهمن و زاد روز پسر گلم ، هدیه ی خدا به منو همسرم ، طاها جان هستش .
طاها جان این پست رو فقط و فقط مخصوص خودت نوشتم ، که تا زمانی که هستم و شاید در آینده ای نا معلوم نباشم و تو نازنین پسرم و مرد خونم سری به این دست نوشته ها زدی بتونی بدونی امروز توی قلب منو مادرت چه هیجانیه !!
قرار بود بیست روزه دیگه به گفته دکترت به دنیا بیائی ، مادرتم تحت مراقبتهای ویژه بود ، بخاطر اوضاع متغییره تو ، منم مجبور بودم برم سرویس هرچند اصلا دوست نداشتم ، حدود ساعت 5.30 خاله ت زنگ زد و گفت که دکترا مجبورن مادرتو سزارین کنن منم پشت فرمون ، هم خوشحال بودمو هم ناراحت ، خوشحالیم واسه تولدت و ناراحتیم واسه اینکه لحظه ای که 16 سال منتظرش بودمو خودم نمیبینم .
""تنها چیزی که از ذهنم گذشت ذکر یا ابوالفضل(ع) بود""
طاها جان با اومدنت خونه ی دل و خونه ی زندگیمونو روشنتر از قبل کردی ،،
پسر گلم زاد روزتو تبریک میگم انشالله در پناه حق زندگیه شیرینی داشته باشی
تا بعد...

به نام یزدان پاک
سلام
فردا 4شنبه 15 بهمن ماه آقای روحانی رئیس جمهور کشورمون مهمان استان اصفهان است ، دوره قبلی که خیلی شعار شنیدیم که هیچ کدام عمل نشد !! تازه گی ها اخبار متفاوتی از ارقام اختلاسیه اون دولت هم که علی ماشالله ... یعنی واقعا به کجای این عطا ،لقای اون قبلی رو ببخشیم که دیگه اسمش نیاد .
آقای روحانی من اصفهانی نیستم اما حدود 30ساله ساکنه اصفهانم !! اکثر شهرهای ایران توی این 30سال شاهده رشدشون بودیم اما اصفهان ، در حال زوال !!
اینکه چرا و به چه علت ؟؟ میتونه مهمترینش بی لیاقتیه مسئولین این شهر و کم اهمیتیه اوضاع مردم منطقشون واسه مسئولینه مربوطه باشه !! جناب روحانی اول خدا و دوم از شما میخواهیم به کوته فکری و مال اندوزیه اینان ننگرید و بداد این مردم برسید !! امار جنایات ، بیکاری ، ورشکستگی های مالی ، مشکلات خانوادگی ، مال مردم خواری ، توی این شهر داره بیداد میکنه !! نه اینکه : چون الان شما در راس قدرتید دارم پاچه خواری میکنم ، به همون خدا و به آقام ابوالفضل(ع) اصلا قصدم این نیست ، چون دستم هم به جائی نمیرسه خواستم از طریق این وبلاگ حرفموبزنم !!!
آقای روحانی انتظار مردم از دولت تدبیر و امید خیلی فراتر از این صحبت ها میباشد احاد مردم اول خدا دوم چشم امیدشون به شماست خودتون بهتر میدونید که خیلیا نمیخوان شما جائی توی دل مردم داشته باشید ولی جایگاه شما با کارهای انجام شده در حوزه های مختلف مثل بهداشت و درمان، سیاست خارجه ، حوزه نفت و گاز و ... برای مردم فهیم ایران و من مشخص است و انتظار مردم ، اهتمام بیشتر به خواسته های بحق ایشان میباشد .
امید است حق تعالی شما را در راهی که هستید بیش از پیش یاری بفرماید .
به نام یزدان پاک
سلام
حدود سال 84 بود زمستون برفی و سنگینی داشتیم ، حدود ساعت 4 رسیدیم به ترمینال کاوه ی اصفهان ، یعنی راس ساعتی که حرکتمون بود شب سختی را سپری کرده بودیم ، جاده برف و کولاک و یخبندان شدیدی بود ، به محض رسیدن، کارمندای شرکت همسفر اومدن پای اتوبوس ، تا کمکمون کنن و اتوبوس برای سرویس برگشت آماده بشه .
راننده کمکیم گفت که من نمیتونم بیام ، اجبارا راننده ای دیگه که به راه آشنائی هم نداشت همراهم شد ، حدود ساعت 5/30 از ترمینال کاوه زدیم بیرون ؛ منم خسته و کلافه !!
بهر تقدیر از اصفهان حدود 6/30 رد شدیم مسیر اصفهان شهرضا کولاک ، بدی بود چشم ، جاده رو به سختی میدید !! کمربندیه شهرضا و بعدش جاده سمیرم ، حدودای ساعت 10 شب رسیدیم کافه استوار بعد از سمیرم ، مسافرا و خودمون شامی به بدن زدیم و آماده حرکت شدیم !! خبری از جاده نبود و ماشینی تردد نمیکرد ، تویه همچین ساعاتی رانندگان اتوبوس حسرت رانندگان باری رو میخورن چرا که اونا در بیشتر اوقات ساعت حرکت دست خودشونه و سعی میکنن توی چنین شرایطی حتی المقدور نرن توی جاده ولی ما ضمن اینکه مجبوریم ؛ تازه باید به تعداد هر مسافر 100 تا جواب پس بدیم که چی ساعتی میرسیم و بماند استرس حاکم بر ماشین و جاده !!پل قرح و رسیدیم به گردنه میمند دقیقا 100 کیلومتر مونده به یاسوج من دارم سربالائی میرم و 2 تا چراغ که مثل مار به جاده میپیچید داشت میامد پائین ، تا اوضاع رو دیدم مو به تنم سیخ شد و یادم به آقام ابوالفضل ، افتاد و ذکر یا ابوالفضل ، بنده خدا تریلی کش بدون بار داشت سر میخورد و میومد سمت ما من چاره ای جز توقف نداشتم و ایستادم ، راننده تریلی که تا اون موقع میخواست یجوری این سرپائینی ختم بخیر بشه ! مجبور شد تریلی کش را منحرف کنه و زد به کوه ، تریلی قیچی کرد و اومد به سمت ما ، نمیتونم واقعیت صحنه را ترسیم کنم چرا که همه اینا تویه کمتر از 2 دقیقه رخ داد ، ذکر یا ابوالفضلم بند نمیومد و پام محکم روی پدال ترمز چرا که توی اون سربالائی ترمز دستی فقط چرخهای عقب را میگرفت و چرخ جلو بخاطر شیب جاده و وزن ماشین که بیشترش روی محور عقبه به سمت راست(شیب جاده) سر میخورد ،
تریلی کمتر از یک متر با ما فاصله داشت که ایستاد ، ما سریع زنجیر چرخها رو بستیم و سعی کردیم با استفاده از زنجیر اضافمون کفیه تریلی رو که وسط جاده بود و هل دادن مسافرا از وسط جاده رد کنیم و بعدش حرکت ، اون شب یکی از شبهای سخت و فراموش نشدنیه توی جاده ( مسیر اصفهان به عسلویه) بود ، البته شغل رانندگی هر شبش خاطره ای فراموش نشدنیه !! ولی این یکی همین الان یهویی اومد سراغمو منم نوشتمش .
همگی شاد و سلامت ، و سفری بی خطر داشته باشید .
تا بعد...
به نام یزدان پاک
سلام
امروز بعد از تعطیلی و استراحت چند روزه ، تصمیم گرفتم که دوباره دفترچه کارمو تمدید کنمو برگردم روی اتوبوس (البته بازم بالجبار و محض تامین معاش) اما تا رفتم اتحادیه و 70 خان رستم را دیدم ، به خود لرزیدم !!
نکنه دیگه جای من اینجا نیست ؟
یعنی تنزل درجه پیدا کردم ؟؟
برای تمدید کارت هوشمندم میبایست به ازای هر ماه، 15 سرویس رفته باشم که 2 سالی هست اصلا نرفتم همینطور کارت سلامتم هم مثلا هوشمندم باطل شده و نیاز به تمدید مجدد داره و کلی هزینه !! خواستم ببینم با شرایط جسمیم میتونم خودمو از کار افتاده کنم ؟ که دیدم اینم خودش یه پروژه هستش !! برای تمدید مجدد هم با شرایط فعلیم هم باید یک ماهه واسم تمدیدش کنن و منم تمامه 30 روز ماه را برم سرویس !! اون موقع ها که سالم بودم نمیتونستم 30 روز مداوم برم کار چه برسه به حالا !!! یا اینکه برم از پزشک معالجم نامه بیارم و ببرم سازمان حمل و نقل و یه تعهد هم بدم که پشت ماشین سنگین نشینم ! تا کارتمو یک ساله واسم تمدید کنن ، خلاصه توی بد مخمصه ای گیر افتادم از طرفی نمیتونم بعنوان یه شغل ثابت به این حرفه نگاه کنم ، چرا که سالم نیستم ، خدائیش هم درست نیست با جون مردم بازی کنم ، از طرفی بیمه تامین اجتماعیم قطع شده و بهش نیاز دارم ، از طرفی هم نیاز به کار دارم !!!!
خلاصه که خدا واسه گرگ بیابون هم نخواد 


موندم که چه بکنم 


و میدونم که خدا همیشه کریم و در کنارم بوده 

پس فعلا فردا ، میرم یه سری به درختا بزنم هم روحیم باز بشه ، هم یه سرکشی به اونا کرده باشم که هزار البته بدون ماشین مثل شکنجه میمونه !!!
خدایا زود باش منتظرم !!!





تا بعد ...
به نام یزدان پاک
سلام
یه وقتائی میشه که زل میزنیم به آسمون ، نه اولش پیداست که از کجا شروع شده !! و نه انتهای این صفحه رنگی معلومه ،، تماشای آسمون به نظر من 2 مورد خاص را همیشه به ما گوشزد میکنه :
1- بزرگیه خدائیه که آفریننده و بر پا کننده ی اونه
2- کوچکی و محدودیت من ، منه آدمه ، عالم خاکی !!
خدا بزرگیتو شکر ...
تا بعد ...