به نام یزدان پاک
سلام
دوستان و سروران ، شوکه نشید ها !!!!
بعد از 2 سال تصمیم گرفتم قالب قدیمی را عوضش کنم تا خدای ناکرده متهم به تکراری بودن نشم ، البته به کی به کی قسم
خیلی دنبال قالبی مرتبط با موضوع اتوبوس گشتم ،نبود نگرد نیست
یکی از دوستان خواننده هم گفت مشخصات بده برات بسازم ، هنوز تموم نشده
این یکی را امشب با کلی گشت و گذار تور کردم ، نمیدونم ایراداتش چیه ؟؟ اصلا بدرد من میخوره ؟؟ نظر خوانندگان محترم چیه ؟؟؟ تو ذوق میزنه ؟ نمیزنه ؟؟ خلاصه راهنمائی کنید تا تصمیم بگیرم 
تا بعد ...
به نام یزدان پاک
سلام
جدای از مشکلات امروز مردم که ریشه در دیروز ملت داره ، و کمتر منصفی پیدا میشه که خلاف این را عنوان کنه ، هر روز شاهد جریاناتی هستیم که نشان دهنده ی ترس احزاب و متعلقات به این حزب ها از جریان قدرت میباشد.
وقتی در دولت قبلی ، خفقان و فضای زور حاکم بر نظرات مردم بود و هر کس با هر سلیقه ای اگر بنای نقد داشت ، با مهر ضد انقلابی سر از ناکجا آباد در میاورد و عملا معترضی پیدا نمیشد و اگر هم میشد ضد انقلاب و سیاسی بود و در این دولت چون تقریبا منتخب مردم بوده و معادلات خیلی ها بر عکس از آب درامد و حامیان آنها قافیه را باخته دیدند ، از همان روزهای اول شروع به تخریب مردان این دولت کردند ، استیضاح های مداوم ، سئوال های مکرر و به باد تمسخر گرفتن اقدامات مثبت دولت وقت وبه باد توهین دادن مردان زحمت کش و بی ادعای کابینه ی این دولت همگی ، تنها سر سوزنی از فشارهای به ناحقی است که به منتخبین مردم وارد میشود در این بین ، صدا و سیمای میلی (نه ملی) روزانه با قدرت و امکاناتی که به ناحق در اختیار یک طیف غیر مردمی قرار گرفته سعی در کوبیدن و سیاه نمائیه تحولات مثبت و زحمات این دولت را داشته و دارند .
اما بهتر بود بجای اینهمه هجمه و فشار منفی ، با همراهیه مردم و دولتشان در سال همدلی و هم زبانی سعی در برداشتن گامی به جلو برای تحقق آرمانهای مردمی داشتند ، ولی ضمن اینکه همراهیه سیل عظیم مردمی را نخواستند مدام بر طبل تفرقه کوبیدند و میکوبند و از کاهی کوهی میسازند تا مباد نتایج مثبت اقدامات دولت وقت به مذاق مردم خوش بنشیند و دوره های بعدی سالهای انزوای بیش از پیش آنها باشد.
هر چند عامه مردم میدانند ، در سالهای خفقان 84تا92 چه بلاهائی که بر سرشان نرفته و کسی دم نزده ، حتی ساکنان دورترین نقاط مملکتم از قدرت ، دیگر میدانند که چه شده و چه گذشته و حنای پاکدستان دیگر رنگی ندارد اما تحل و صبر هم اندازه ای دارد ، روز عاشورا و تاسوعای مردم را هم سیاسی میکنند و در مراسم و در حضور حضرت آقا به مسئولین توهین میکنند ، کی عاشورا روز سیاست جناحی بود ، عاشورای 88 را چه کسی سیاسی کرد ، سخنرانی شخصیت ها را چه کسانی برهم میزنند ؟ چرا نماینده ای از اینکه در اقلیت است و حرف ناحقش به کرسی نمینشیند و هنر پیشه ای آماتور شده و نقش اول صدا و سیما میشود و هزاران چرای دیگر .
ساسی نیستم و سیاسی نویس هم نبودم و نیستم ولی بعضی وقتا دیگه میزنم به سیم آخر و از اینهمه هجمه ی ناروا به دولت بغضم با قلمم میترکه !!!
برای دیدن گوشه ای کوچک به اینجا مراجعه کنید .
تا بعد...
به نام یزدان پاک
سلام
تنوع در هر تولید و برندی رمز موفقت و جذب خریدار است ، اما متاسفانه در کشور ما بدلیل تولیدات انحصاری از این مقوله خبری نیست .
تنوع در ظاهر اتوبوس ضمن زیبا کردن جاده ها و ترمینالها ، میتواند برای مسافران شادی و شعفی در خور خود بهمراه داشته باشد ، رنگین بودن اتوبوسها ، می تواند مثل پوشیدن لباسهای رنگی ،باعث سر زندگی و هیجان هر بیننده ای باشد .
اینهمه سال در حال ساخت اتوبوس هستیم چند تا مدل بیشتر نداریم سیستم های رنگ آمیزی کارخانجات همان سیستمهای سنتی و زوار در رفته ی 5 دهه ی پیش است ، وقتی به تولیدات همین برندهای موجود در ایران ، ولی اونور مرزها نگاه بکنیم ، عدم تشابه را بیشتر حس میکنیم ، این نظر منه باید حمل و نقل هم شاد و خندوانه ای باشد .
برای دیدن چند نمونه از مدلهای اونور آبی به اینجا و اینجا و اینجا و اینجا نگاهی بیندازید .
خدائیش رانندگی با این اتوبوسها هم خودش عالمی داره و خسته کننده نیست .
تا بعد...
به نام یزدان پاک
سلام
شعری بدستم رسید که نه راوی و نه حقیر از شاعر خوش ذوقش اطلاعی نداریم !!
اما حیف دیدم که شما سروران از خواندن این شعر زیبا محروم بمانید ، پس با عرض معذرت از شاعر خوش ذوق ، و درخواست این مورد که اگر از دوستان کسی نام شاعر را میدونه بهم بگه تا ذیل شعر درج کنم ، شما را دعوت میکنم به خواندن با حوصله ی این شعر زیبا
مرجعی که از روی آن کپی شده را در اینجا می توانید ببینید .
خواب بودم، خواب دیدم مرده ام
بی نهایت خسته و افسرده ام
تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
روی من خروارها از خاک بود
وای، قبر من چه وحشتناک بود!
بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود
هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت
خسته بودم هیچ کس یارم نشد
زان میان یک تن خریدارم نشد
نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی
ترس بود و وحشت و دلواپسی
ناله می کردم ولیکن بی جواب
تشنه بودم، در پی یک جرعه آب
آمدند از راه نزدم دو ملک
تیره شد در پیش چشمانم فلک
یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟
گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود
لرزه بر اندام من افتاده بود!
هر چه کردم سعی تا گویم جواب
سدّ نطقم شد هراس و اضطراب
از سکوتم آن دو گشته خشمگین
رفت بالا گرزهای آتشین
قبر من پر گشته بود از نار و دود
بار دیگر با غضب پرسش نمود:
ای گنه کار سیه دل، بسته پر
نام اربابان خود یک یک ببر
گوئیا لب ها به هم چسبیده بود
گوش گویا نامشان نشنیده بود
نامهای خوبشان از یاد رفت
وای، سعی و زحمتم بر باد رفت
چهره ام از شرم میشد سرخ و زرد
بار دیگر بر سرم فریاد کرد:
در میان عمر خود کن جستجو
کارهای نیک و زشتت را بگو
هر چه می کردم به اعمالم نگاه
کوله بارم بود مملو از گناه
کارهای زشت من بسیار بود
بر زبان آوردنش دشوار بود
چاره ای جز لب فرو بستن نبود
گرز آتش بر سرم آمد فرود
عمق جانم از حرارت آب شد
روحم از فرط الم بی تاب شد
چون ملائک نا امید از من شدند
حرف آخر را چنین با من زدند:
عمر خود را ای جوان کردی تباه
نامه اعمال تو باشد سیاه
ما که ماموران حق داوریم
پس تو را سوی جهنم می بریم
دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود
دست و پایم بسته در زنجیر بود
نا امید از هرکجا و دل فکار
می کشیدندم به خِفّت سوی نار
ناگهان الطاف حق آغاز شد
از جنان درهای رحمت باز شد
مردی آمد از تبار آسمان
دیگران چون نجم و او چون کهکشان
صورتش خورشید بود و غرق نور
جام چشمانش پر از خمر طهور
لب که نه، سرچشمه ی آب حیات
بین دستش کائنات و ممکنات
چشمهایش زندگانی می سرود
درد را از قلب انسان می زدود
بر سر خود شال سبزی بسته بود
بر دلم مهرش عجب بنشسته بود
کِی به زیبائی او گل می رسید
پیش او یوسف خجالت می کشید
دو ملک سر را به زیر انداختند
بال خود را فرش راهش ساختند
غرق حیرت داشتند این زمزمه
آمده اینجا حسین فاطمه؟!
صاحب روز قیامت آمده
گوئیا بهر شفاعت آمده
سوی من آمد مرا شرمنده کرد
مهربانانه به رویم خنده کرد
گشتم از خود بی خود از بوی حسین (ع)
من کجا و دیدن روی حسین (ع)
گفت: آزادش کنید این بنده را
خانه آبادش کنید این بنده را
اینکه این جا این چنین تنها شده
کام او با تربت من وا شده
مادرش او را به عشقم زاده است
گریه کرده بعد شیرش داده است
خویش را در سوز عشقم آب کرد
عکس من را بر دل خود قاب کرد
بارها بر من محبت کرده است
سینه اش را وقف هیئت کرده است
سینه چاک آل زهرا بوده است
چای ریز مجلس ما بوده است
اسم من راز و نیازش بوده است
تربتم مهر نمازش بوده است
پرچم من را به دوشش می کشید
پا برهنه در عزایم می دوید
بهر عباسم به تن کرده کفن
روز تاسوعا شده سقای من
اقتدا بر خواهرم زینب نمود
گاه میشد صورتش بهرم کبود
تا به دنیا بود از من دم زده
او غذای روضه ام را هم زده
قلب او از حب ما لبریز بود
پیش چشمش غیر ما ناچیز بود
با ادب در مجلس ما می نشست
قلب او با روضه ی من می شکست
حرمت ما را به دنیا پاس داشت
ارتباطی تنگ با عباس داشت
اشک او با نام من می شد روان
گریه در روضه نمی دادش امان
بارها لعن امیه کرده است
خویش را نذر رقیه کرده است
گریه کرده چون برای اکبرم
با خود او را نزد زهرا (س) می برم
هرچه باشد او برایم بنده است
او بسوزد، صاحبش شرمنده است
در مرامم نیست او تنها شود
باعث خوشحالی اعدا شود
کشته اشکم، شفیع امتم
شیعیان را مُنجِیَم از درد و غم
گرچه در ظاهر گنه کار است و بد
قلب او بوی محبت میدهد
سختی جان کندن و هول جواب
بس بود بهرش به عنوان عقاب
در قیامت عطر و بویش می دهم
پیش مردم آبرویش می دهم
آری آری، هرکه پا بست من است
نامه ی اعمال او دست من است
ناگهان بیدار گردیدم زخواب
از خجالت گشته بودم خیس آب
دارم اربابی به این خوبی ولی
می کنم در طاعت او تنبلی؟!
من که قلبم جایگاه عشق اوست
پس چرا با معصیت گردیده دوست؟
من که گِریَم بهر او شام و پگاه
پس به نامحرم چرا کردم نگاه؟
من که گوشم روضه ی او را شنید
پس چرا شد طالب ساز پلید؟
چشم و گوش و دست و پا و قلب و دل
جملگی از روی مولایم خجل
شیعه بودن کی شود با ادعا؟
ادعا بس کن اگر مردی بیا
پا بنه در وادی عشق و جنون
حبّ دنیا را ز قلبت کن برون
حبّ دنیا معصیت افزون کند
معصیت قلب ولیّ را خون کند
باش در شادی و غم عبد خدا
کن حسابت را ز بی دینان جدا
قلب مولا را مرنجان ای جوان
تا شوی محبوب رب مهربان
سعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکند
غافل از واقعه ی روز حسابت نکند
ای که دم می زنی از عشق حسین بن علی (ع)
آن چنان باش که ارباب جوابت نکند!
به نام یزدان پاک
سلام
دوست و سرور و همراه همیشگی برادر غلامحسین خوشنویس در پی زحمات اخیرشان ، لوگوی شرکن ترانس کنتینانتال را که سالها پیش منحل شده اند را باز طراحی و برای مشاهده ی دیگر دوستان ارسال کرده اند ، با تشکر از همت و تلاششان .
میتوانید لوگوی فوق را در اینجا ببینید .
