به نام یزدان پاک
سلام
چقدر خوبه که :
باقیه مطلب را عینا از روی سایت و آدرس خبری ،براتون قرار میدم کاش بجای الفظ مختلف همیشه این کارها در فضای مجازی تعریف بشه .
من اینستاگرام ندارم ولی ظاهرا خیلی هم بد نیست !!
مدتی است که در شبکه های اجتماعی، خبر آغاز به کار یک کمپین اجتماعی جدید در ایران به چشم می خورد. کمپین «رانندگی بین خطوط»، توسط کسانی راه اندازی شده که می خواهند به رانندگی در شهرهای ایران نظم بدهند.




این خبر مربوط به آدرس http://dana.ir/News/698740.html بود .
تا بعد...
به نام یزدان پاک
سلام
معمولا هر وقت سری به وبلاگ میزنم ، یکی از کارهای همیشگیم چک کردن آماره ! خوب برام جالبه بدونم که بازدید مردم از این وبلاگ به چه صورته و اصولا برای چه مباحثی ورود دارند.
از این بحث ها که بگذریم ، همگی میدونیم کلماتی که بازدید کننده ها را به وبلاگ ها و یا سایتها ارجاع میدهند در آمار بازدیدها مهمند من ، تنها نتیجه ی 20 روز گذشته را برای اثبات صحبتها م بر ای بازدید دوستان قرار میدهم .
طبق آمار موجود :
1- کلمه ی همسفر با تعداد بازدید 3424
2- کلمه ی لوگو با تعداد بازدید 3415
3-کلمه ی دست نوشته با تعداد بازدید 3414
به ترتیب اول تا سوم هستند ، البته همانطور که مشاهده کردین ، اختلاف امتیازات خیلی کم هستند ولی ، چیزی که برام جالب بوده و هست ،کلمه ی همسفر مدتها رتبه ی نخست را در بازدید کننده ها داشته و این نشان از بازدید بالای سایت همسفر داره و مورد دوم مدتی بود که دغدغه ی بازدید کننده داشتم ، دوست گرامی جناب خوشنویس در خصوص انتخاب کلمات مناسب برای عناوین پستها راهنمائیم کردند و زحمت ارسال چندین لوکو و توضیحات در خصوص آنها را کشیدند که الان رتبه دوم بازدید کنندها مربوط به این کلمه میباشد ، ممنونم آقای خوشنویس .
آدمی وقتی میبینه زحمتی که میکشه اندک اندک به ثمر میشینه خوب خیلی خوشحال میشه ، حالا هرچند در مقابل سایر موضوعات خیلی کوچک و ناچیز باشه ، ضمن تشکر از همراهان و دوستان همیشگی و همچنین خوش آمدگوئی به بازدیدکننده های محترم جدید میخوام اعلام کنم با اینکه 30 روز گذشته ایام نوروز بوده و اکثر دوستان در حال سفر و یا دید و بازدید نوروز بوده اند ، با این حال تعداد 75643 نفر از این وبلاگ بازدید کرده اند که دست تک تک دوستان را میبوسم از همگی سپاسگذارم .
رقابت وقتی معلومات آدم هم کم باشه خیلی سخت تر میشه ، ولی تماشای رشد زحمات هرچند کند و کم باشه شیرینه .
تا بعد...
به نام یزدان پاک
سلام
ما رانند ها معمولا رژیم غذائی و برنامه ی منظمی برای تغذیه نداریم و یا به عبار تی بهتر، قادر به رعایتش نیستیم ، ولی به نظرم این باعث نمیشه که ، به تغذیمون اهمیت ندیم ، بهتره توی رستورانهائی توقف کنیم که بیشترین وسواس را در مصرف مواد تشکیل دهنده دارند ، سعی کنیم توی جاده کمتر غذا بخوریم و بهتر بخوریم ، مثلا بجای چلو کباب کوبیده ، که مرسوم بوده و هست !! از خوراک ماهی و یا مرغ استفاده کنیم ، نمک دان را از میزهای غذای خوری حذف کنیم ، روغنهای جامد ، کره های حیوانی ، حتی گیاهی ، استفاده نکنیم و یا کمتر استفاده کنیم ، برنج ، نان ، ماکارونی ، منابع نشاسته ، منابع چربی ، از روال آشپزی حذف بشن ، سبزیجات ، شیوه طبخ بخار پز، حذف روش مسموم و قدیمیه سرخ کردن ، تنظیم ساعت غذا خوردن ، و... همه ی اینها از ابتدائی ترین کارهائی هستند که من میتونم با انجام آنها به خودم و سلامتیه خانوادم کمک کنم .
دیروز توی کلاسی که برای تغذیه تشکیل شده بود، از من سئوالی شد که متاسفانه جوابشو بلد نبودم . سئوال این بود بین کره و خامه کدام را ترجیحا میتونی مصرف کنی ؟ ترجیحا البته !!! من گفتم خامه البته نمیدونستم به چه علت ! جواب درست بود اما توضیحی نداشتم ، بعد از توضیح دکتر ، فهمیدم تمامیه محصولات استانداردجدولی دارند و میشه از روی اونها رژیمی مناسب و مواد غذائیه رژیمی سالم را انتخاب کرد ، و با این اطلاعات فهمیدم چربیه خامه30%و کره80% هستش پس ترجیحا خامه با چربیه کمتر مناسبتره ، همین ! به همین سادگی !!
بیشتر بیماری هائی که مردم ما دچارشن و دچارشیم !!! قابل پیشگیری هستند و با اصلاح الگوی تغذیه ای میتونیم بیشتر از اونی که فکرشو میکنیم ، بهتر و سالمتر زندگی گنیم .
با اندکی تغییر در ذائقه و تنظیم رفتار غذائی میتونیم بیشتر زنده بمونیم !!!
تا بعد...
به نام یزدان پاک
سلام
متنی را پسندیدم دیدم حیفه که شما سروران هم نخونیدش !!!
محمد مهاجری، روزنامه نگار اصولگرا نوشت:
1-عزیزان صداوسیما نظرسنجی کرده اند و نتیجه اش این شده که برنامه هایی مثل "خندوانه"و"شب کوک" و"دورهمی" پربیننده ترین برنامه های تلویزیون بوده اند.
2- عزیزان صداوسیما می فرمایند در خط اول "جنگ نرم" هستند و به همین دلیل باید بودجه حاصل از فروش نفت، به همان نرمی که هلو از گلو پایین می رود،برود توی گلوی صداوسیما.
3- عزیزان صداوسیما حل بفرمایند این تناقض را که چگونه در صف اول جنگ نرم ،شمشیر به دست ایستاده اند و در همان حال برنامه "شب کوک" که اتفاقا کپی از برنامه های ماهواره ای با هدف جنگ نرم علیه ماست، پربیننده می شود.
4-عزیزان صداوسیما برای اینکه جایگاهشان را درک کنند،خوب است غیز از همین چندبرنامه پربیننده، الباقی شبکه ها و معاونتها را با کل خدم و حشم یک هفته بفرستند مرخصی و بعدش نظرسنجی کنند از مردم که چقدر جایشان خالی بوده.
5- عزیزان صداوسیما چون از خودشان مطمئنند، اصلا نگران نتیجه نظرسنجی نباشند. حتما مشابه کارمندی نخواهندشد که در دوران خدمتش حتی یک روز مرخصی نرفت. در جشن بازنشستگی اش از او پرسیدند چرا حتی از یک روز مرخصی استفاده نکردی؟گفت:اگر مرخصی می رفتم معلوم می شد"بودن" و "نبودن" من فرقی ندارد.
6- عزیزان صداوسیما مطلب بالا را طنز فرض کنند،لطفا. وگر نه انصافا برنامه های جذاب در تلویزیون بسیار است، در شبکه کودک.
7- عزیزان صداوسیما!سرافراز باشید.
به نام یزدان پاک
سلام
داشتم توی فضای مجازی اخبار میخوندم به تفسیری از زبان محققی افغان برخوردم که دیدم حیفه شما هم نخونید عین متن را کپی کردم در ذیل :
رفقا بفرمائین, [۰۱.۰۴.۱۶ ۲۰:۰۶]
اظهار نظر یک روزنامه افغانی در مورد احمدی نژاد را در زیر بخوانید.
آنقدر زیبا و عمیق و با ظرافت ایشان را توصیف کرده که شاید کمتر از این زوایا او را نگریسته باشید. هم به برادران افغانی بیشتر امیدوار شدم و هم اینکه گویا ناظر خارجی بیشتر لایه های پنهان ما را می بیند تا خود ما !!
عنوان مقاله : پدیدهی احمدینژاد
احمدینژاد پدیدهی غریب و هم هنگام آشنایی است. رفتار او در چشم بسیار کسان یادآور برخورد خشن و توهینآمیز یک جوانک بسیجی تفنگ به دست در برابر شهروندان محترمی است که چنان تحقیر میشوند که دیگر جهان را نمیفهمند. شان اجتماعیشان، ارج فرهنگیشان و منش و سلیقهیشان لگدکوب میشود، به زندگی خصوصیشان تجاوز میشود، و دستگاه تبلیغاتی مدام از در و دیوار جار میزند که باید شکرگزار باشند که در کشورشان این «معجزهی هزارهی سوم» رخ داده است. احمدینژاد حاشیه را بسیج میکند تا مرکز قدرت را تقویت کند، مردم مستمند را به دنبال ماشین خود میدواند و آنان میدوند، در حالی که به عابران دیگر تنه میزنند و هیاهو و گرد و خاک میکنند. محمود احمدینژاد از تبار آن سلاطینی است که مدام در حال جهاد بودهاند. او خزانهی مرکز را تهی میکند، تا سرحدات را نه آباد، بلکه از نو تصرف کند و به حلقهی ارادت درآورد. او مهندس نظام است، اما نه از آن مهندسانی که در ابتدای حکومت اسلامی در خدمت ملاها درآمدند تا سازندگی کنند و معجزهی پیوند ایمان و تکنیک را به نمایش بگذارند. در ابتدا تکنیک در خدمت ایمان بود. در مورد احمدینژاد، ایمان خود امری تکنیکی است. او رمالی است که داکتر-مهندس شده است. در ذهن او جن و اتم، معجزه و سانتریفوژ، معراج و موشک در کنار هم ردیف شدهاند. احمدینژاد به همه درس میدهد. او ختم روزگار است... در مجلس آخوندی هم درس دین میدهد. پیش لوطی هم عنتربازی میکند.
احمدینژاد ترکیبی از رذالت و سادهلوحی است. او مجموعهای از بدترین خصلتهای فرهنگی ما را در خود جمع کرده، به این جهت بسی خودمانی جلوه میکند: دروغ میگوید و ای بسا صادقانه. غلو میکند، زرنگ است و تصور میکند هر جا کم آوردی، میتوانی از زرنگیات مایه بگذاری و جبران کنی.. در وجود همهی ما قدری احمدینژاد وجود دارد و درست این آن بخشی است که وقتی با آزردگی از عقبماندگیمان حرف میزنیم، از آن ابراز نفرت میکنیم.اما آن هنگام نیز که لاف میزنیم و خودشیفتهایم، باز این وجه احمدینژادی وجود ماست که نمود مییابد. احمدینژاد تحقیر شدهای است که خود تحقیر میکند. سرشار از نفرت است، اما کرامت دارد..به موضوع نفرت اش که مینگرد، میپندارد مبعوث شده است تا او را از ضلالت نجات دهد.
احمدینژاد نمایندهی سنتی است جهشکرده به مدرنیت. او مظهر عقبماندگی مدرن ما و مدرنیت عقبماندهی ماست. او اعلام ورشکستگی فرهنگ است.احمدینژاد نشان فقدان جدیت ماست. آن زمان که در قم گفت، هالهی نور او را دربرگرفته، حق بود که حجج اسلام این حجت را جدی گیرند، عمامه بر زمین کوبند، سینه چاک کنند و لباس بر تن او بردرند تا تکهای به قصد تبرک به چنگ آورند. آن زمان که از دستیابی به انرژی هستهای در آشپزخانه سخن گفت، حق بود مکتب ها و دانشگاهها تعطیل میشدند، حق بود بر سر در آموزش و پرورش مینوشتند «این خرابشده تا اطلاع ثانوی تعطیل است» و آموزگاران از شرم رو نهان میکردند.احمدینژاد از ماست. طرفداران او نیز همولایتیهای ما هستند. میان احمدینژاد با گروهی از رهبران اپوزیسیون فرق چندانی نیست. در روشنفکری ایرانی هم نوعی احمدینژادیسم وجود دارد، آن جایی که یاوه میگوید و در عین غیر جدی بودن، سخت جدی میشود. در وجود چپ افراطی ایران، از دیرباز احمدینژادی رخنه کرده است منهای مذهب، یا با مذهبی که گفتار و مناسک دیگری دارد. افسران لوسآنجلس همگی مقداری احمدینژاد در درون خود دارند.احمدینژاد نشاندهندهی جنبهی «مردمی» جمهوری اسلامی ایران است، جنبهای که اکثر منتقدان آن نمیبینند، زیرا هنوز از انتقاد از دولت به انتقاد از جامعه نرسیدهاند و از همدستیها و همسوییهای دولت و جامعه غافلاند. اکنون همه چیز با تقلب و کودتا توضیح داده میشود. تقلبی صورت گرفته، که ابعاد آن را نمیدانیم. برای این که نیروی پوپولیسم فاشیستی دینی را نادیده نگیریم، لازم است همهی تحلیلها را بر تقلب و کودتا بنا نکنیم. رای احمدینژاد یک میلیون هم باشد، بایستی ریشهی اجتماعی فاشیسم دینی را جدی بگیریم.
درسرزمینی که سایه آدم های کوچک بزرگ شد؛ آفتاب آن سرزمین روبه غروب است.
هیچ سرمایه ای همچون خرد و هیچ تهیدستی بالاتر از نادانی نیست من برای نبرد با تاریکی شمشیر نمیکشم .. چراغ می افروزم.!!
البته با ایمان به این موضوع که تفکر احمدی نژادی یک نگرش غلط به انقلاب اسلامی و اسلامی گری بود .
تا بعد...