دست نوشته های یک راننده اتوبوس

دست نوشته های یک راننده اتوبوس

ایجاد فضایی برای تبادل نظر، طرح مشکلات و آشنایی با شغل رانندگان
دست نوشته های یک راننده اتوبوس

دست نوشته های یک راننده اتوبوس

ایجاد فضایی برای تبادل نظر، طرح مشکلات و آشنایی با شغل رانندگان

یک تجربه

سلام دوستان (رانندگان اتوبوس و رانندگان حرفه ای)

یک تجربه :

فیلتر های آبگیر و خشک کن و لجن گیرهای ، مسیر لوله های باد (مخصوصا اتوبوس) میبایست مرتبا چک شوند چرا که در صورتیکه مسیرهای باد حاوی کمی آب و یا بخار آب باشد در فصل سرما به سرعت یخ زده و باعث اختلال در سیستمهای بادی میشود ، مثلا اتوبوسهای اتوماتیک یا دیر دنده تعویض میکنند یا اصلا دنده تعویض نمیکنند و یا دربهای بادی ، دیگر عمل نمیکنند و موارد مشابه دیگر ؛ خطرناکترین آنها عمل نکردن سیستم ترمز میباشد ، پس بهترین روش تعویض فیلتر ها در اواسط پائیز و زمانی که هوا هنوز بارانی و سرد نشده و داشتن لجنگیر در مسیرهای بادی و سندپلاست به موقع لوله های باد.

همیشه سفری توام با آرامش و سلامتی را برای همگان آرزومندم .

**کمانگیر**


تا بعد ...

کارت سلامت رانندگان حرفه ای

سلام هم گروهی های گرامی رانندگان اتوبوس و کامیون 

امرور قصد باز کردن بحثی را دارم که اکثرا با اون مواجهیم و هر دفعه به طریقی این مورد با سهل انگاریه خودمون و مسئولین ذیربط مواجه میشه .

کارت سلامت رانندگان حرفه ای :

معاینات دوره ای برای هر فردی تاز اعضائ اجتماع لازم و ضروریه ، حال اگه اون شخص راننده و مسئول جان چندین نفر ، بجز خودش هم باشه این مهم ، بیشتر حائز توجه میشه .

بیشتر مراکز صدور کارتهای سلامت برای دادن این کارت فقط به چند آیتم ضروری و سطحی توجه دارن هرچند همین موارد در صورت داشتن مشکل هر کدام به خودی خود مهم خواهند شد ! مورد بعدی که به نظر حقیر باعث کم توجهی قشر محتر رانندگان به این مهم میشود ، بحث هزینه و مدتیست که هر راننده بابت طی کردن مراحل اخذ این کارت صرف میکند ، مسئولین محترم میبایست توجه داشته باشند برای داشتن رانندگانی سالم ، نیاز به پرداخت هزینه هائی مشابه این هستند چرا که در بیشتر سوانح رانندگانی موجب تصادفات شده اند ویا نوانسته اند به خوبی وسیله تحت امر را کنترل کنند که از ضریب سلامت پائین تری برخوردار بوده اند .

از تمامیه همکاران و خوانندگان این پست خواهشمندم ، برای پر بار تر شدن این بحث و مباحث مشابه نظرات و راهکارهای خود را در قالب کامنت و یا پست ارائه بدهند قبلا از توجه همه سروران سپاس گذارم .



تا بعد...

حس خوب

امروزت را ، با تکه های شکسته دیروز شروع نکن
امروز روز دیگری است !! 
امروزت را پر از حس خوب کن ...
حس خوب یعنی کودک ماندن
حس خوب یعنی تکرار روز تولد
حس خوب یعنی گول نزدن وجدان
حس خوب یعنی بخشیدن دیگران
حس خوب یعنی برداشتن بار پیر زن همسایه
حس خوب یعنی ایستادن روی ترازوی پیرمرد
حس خوب یعنی نوازش دستان مادر
حس خوب یعنی عاشق بودن
و زمانی عاشقی ، که حالت خوب باشد
و هر روز و هر ساعت و هرلحظه باور داشته باش
که شاید فردایی نباشد
پس حس ات را خوب کن ، همین امروز

حسین پناهی

ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ :
..ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!...ﮔﺎﻫـــــﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!..ﮔﺎﻫــــــــﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ !!...ﮔﺎﻫــــــــــﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺍﻡ !!...ﮔﺎﻫـــــــــــﯽ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ !!...ﮔﺎﻫـــــــــــــﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ !!...ﮔﺎﻫـــــــــــــــﯽ ﺩﺭ ﺗﻨـــــــﻬﺎﯾﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ !!...ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻝ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺭﺳــــــﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﮕــــــــﻮﯾﻢ :ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻤــــــــﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﺭﺱ " ﺁﻣﻮﺧــــــــﺘﻪ ﺍﻡ !!..."ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺧﻮﺷﺤـــــﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ !!...ﺷﺎﯾﺪﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ !!...ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺩﻗﻢ ..ﻣـــــــــــــﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ !!...ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ...
خـــدایا...

✔ بابت↯
هر شبى که بى شکر سر بر بالین گذاشتم

✔بابت ↯
هرصبحى که بى سلام به تو آغاز کردم

✔بابت↯
لحظات شادى که به یادت نبودم

✔بابت ↯
هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبت دادم

✔ بابت↯
هر گره که به دستم کورشد و مقصر تو را دانستم

مرا ببخش

کمکم کن که بفهمم، توکنارمنى نه رو به روی من....

بخونید ، بخونید و لذت ببرید

خیلی زیباست لطفا حتما بخوانید................................................................................روزی در یک رستوران نشسته بودیم که یک دفعه مردی که با تلفن صحبت میکرد فریاد شادی کشید و خیلی خوشحالی کرد و بعد از اتمام تلفن رو به گارسن گفت : همه ی کسانی که در رستوران هستند مهمان من هستن به باقالی پلو و ماهیچه ، بعد از 18 سال دارم بابا میشم!!
چند روز بعد در صف سینما همان مرد را دیدم که دست بچه ی 3یا 4 ساله ای را گرفته بود که به او بابا میگفت ! نزد مرد رفتم و علت کار آن روز را جویا شدم . مردبا شرمندگی زیاد گفت : آن روز در میز بغل دست من پیرمردی با همسرش نشسته بودند پیر زن با دیدن منوی غذاها گفت : ای کاش میشد امروز باقالی پلو با ماهیچه میخوردیم، شوهرش با شرمندگی از او عذر خواهی کرد و خواست به خاطر بودجه کم شان فقط سوپ بخورند ؛ من هم با آن تلفن ساختگی خواستم که همه مهمان من باشند تا آن پیرمردبتواند بدون سرافکندگی غذای دلخواه همسرش را فراهم نماید.